‏نمایش پست‌ها با برچسب الاهيسم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب الاهيسم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

نور خواری یکی از روشهای الاهیسم باطنی


نورخواري در الاهيسم
نورخواري يكي از روش‌هاي الاهيسم باطني (روح‌زايي) است كه قدمت آن همچون ديگر شيوه‌هاي روح‌زايي به هزاران سال مي‌رسد. حتي در دانش مدرن هم نوردرماني به‌عنوان يكي از روش‌هاي پزشكي مكمل به‌كار مي‌رود با اين توضيح كه تفاوت‌هاي زيادي ميان نوردرماني به‌معناي مصطلح آن و نوردرماني الاهيسم (نورخواري) وجود دارد از جمله اين‌كه در نوردرماني رايج تأكيد عمده بر استفاده از نور خورشيد و نيز اشكال رنگي _ نور خورشيد مي‌باشد. اصلي‌ترين توصيه‌اي كه در نوردرماني رايج وجود دارد استفاده از حمام آفتاب است اما آنچه در روح‌زايي با عنوان نورخواري مي‌شناسيم داراي جنبه‌هاي بسياري است كه صرفاً‌ يكي از اين جنبه‌ها نورگيري مستقيم از خورشيد است. در نورخواري روح‌زايي علاوه بر نورگيري مستقيم از خورشيد، روش‌هاي غيرمستقيمِ بهره‌گيري از خورشيد و نيز نورگيري از ستارگان نيز وجود دارد.  اين مرحله از نورخواري نورخواري ارضي و ظاهري محسوب مي‌شود. استفاده از انواع چيزهايي كه نوراني محسوب شده و نور را در خود ذخيره كرده‌اند مي‌تواند از راه‌هاي غير مستقيم_ برخورداري از نور خورشيد و ستارگان باشد. خوردن ميوه‌ها، گياهان، آب چشمه‌ها، جوانة گندم و گياهان ديگر، عسل، روغن‌هاي گياهي و به‌ويژه روغن زيتون ( … ) تماس داشتن با خاك، درختان، كوه‌ها و آب‌هاي زنده(1)(و به‌طوركلي گشت و گذار در كوه و طبيعت) و هم‌چنين راهپيمايي در زير نور ستارگان و در زير برف و باران(2) از جمله راه‌هاي غيرمستقيم نورخواري ارضي است. سطح دوم نوريافتگي نورخواري سماوي و باطني است. در اين سطح فرد تلاش مي‌كند تا خود را هر چه بيشتر از نورِ دروني بهره‌مند سازد و نورِ هر چه بيشتري را در درون خود ذخيره نمايد. علاوه بر روش تغذيه و تماس‌هاي نوراني (به ترتيبي كه گفته شد) سطح دروني‌تر اين تماس و تغذيه در حوزة نورخواري باطني قرار داشته و در اين راستا تأثيرات واضح و فاحشي دارد. استفاده از مراقبه‌هاي نوراني، انديشه‌هاي نوراني، كلام نوراني و در رأس آن كلمات نوراني كه همانا نام هاي نوراني خداوند است، از شيوه‌هاي نورخواريِ باطني محسوب مي‌شود كه در توصيه‌هاي كاربردي نورخواري وجود دارد. دربارة اين روش‌ها و روش‌هاي ديگر نورخواري آنچه گفته شد اشارة گذرايي بود كه نياز به شرح و توضيح كافي دارد و البته اين توضيح خارج از ظرفيت اين معرفي كوتاه است. اما قبل از خاتمة اين گفتار بهتر است براي آشنايي هر چه بيشتر با نورخواري ( در روح‌زايي) چند آموزة مرتبط با آن بيان شود. اين آموزه‌ها برگرفته‌اي است از تعليمات ايليا «ميم».
به نور ارضي و ظاهري راضي نشو و از نور سماوي و باطن سرشار شو. آن وقت است كه نور خدا، نور زنده و زنده‌كننده، نور زندگي در تو پديدار مي‌شود و زندگي مي‌كند. هم از نور خورشيد بخور و هم از ستارگان كه اين نورها يكسان نيستند اما اصل نورخواري را در تغذيه از نور خدا نگاه‌دار. براي نورخواري، از غذاهاي زنده و نوراني تغذيه كن چيزهاي نوراني بخور، كلام نوراني بگو و به انديشه‌هاي نوراني بينديش. پس غذاهاي ظلماني و مرده را كه نور را مي‌زدايند و در خود مي‌بلعند ترك كن. چيزهايي كه نور را در خود صيد كرده‌اند تو آن‌ها را صيد كن. ميوه‌ها و گياهان و آب‌هاي نور گرفته … (1) 
روح مي‌تواند مانند آسمان صاف و بدون باران باشد و يا اينكه دچار ابرناكي شود و ابر نوراني در آن پديدار شود و بارش‌هاي نوراني فروريزند.(2)
بدن انسان پر از حجاب‌هاي ظلماني است كه جلوي جريان يافتن نور، جلوي ورود نور و تابش نور را مي‌گيرند. اين حجاب‌هاي ظلماني خيلي راحت‌تر از آن‌طوري كه ساخته مي‌شوند از بين رفتني‌اند.(3) 
وقتي به غذاي خود نگاه مي‌كنيد نور را در آن بيابيد و ببينيد كه نور غذا را مي‌خوريد. بنابراين هنگامي كه تاريكي را در غذاي خود ديديد آن را نخوريد و به كسي ندهيد كه بخورد. بگذاريد روح‌هاي تاريك از آن تناول كنند چون به آن نيازمندند.‌(4) 
براساس تعليمات ا.م.ر
شرح و بازنويسي: پِريا

۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

در انتهاي راهها - ایلیام

«نگذار كسي تو را برنامه‏ريزي كند و برايت برنامه تعيين كند مگر آنكه شعورش از تو بالاتر است.»                                                   ايليا «ميم»


در انتهاي راهها[1]
از همان کودکي و قبل از دبستان علاقه زيادي به کلام خدا داشتم و بسياري از آيات قرآن و کلام مقدس و احاديث را حفظ بودم... وقتي وارد دبستان شدم و بعد از آن، غالباً امام جماعت و قاري قرآن مدرسه بودم. در دوران مدرسه در اغلب مسابقاتي که برگزار مي‌شد شرکت مي‌کردم[2]. مسابقات قرائت، تفسير قرآن، سرود و آواز، مسابقات ورزشي و هنري و چيزهاي ديگر.
هميشه هم مذهبي نبودم...
نمرات درسي ام متوسط بود اما يک بار مي‌خواستم اول بودن در درس را تجربه کنم بنابراين اول شدم که چون تجربه خاصي نبود ديگر به سراغش نرفتم. شايد دوم يا سوم راهنمايي بود...
در اکثر مواقع تيمهايي داشتم که با آنها کار مي‌کردم. تيم‌هاي ورزشي مثل تيم فوتبال، تيم هنري و مانند اينها و البته هر وقت اين تجربه آن چيزي نبود که مي‌خواستم، کار را عوض مي‌کردم و بنابراين قالب ارتباطي و هويتي ام هم تغيير مي‌کرد...
به موازات درس خواندن در دوره دبستان و بعد از آن، تفکر و تحقيق در کلام خدا، را ادامه دادم. کلام خدا مبدل شده بود به اقيانوسي بزرگ که نه عمق آن معلوم بود نه ساحل آن. و اين درياي بي عمق و بيکران، روز به روز خود را بيشتر و بيشتر نشان مي‌داد...



لینک‌های مرتبط:
كاليما , بكارگيري توانايي فكر و كلام در الاهيسم باطني , روياهاي جهاني و روياي فردي , كاليما از كلام خدا برآمده , كلام هماهنگ ,پيوند تمدنها , ارتباط تمدن ها , ازدواج تمدن ها , نزدیکی ادیان , ارتباط ادیان , تلفیق دين مسيحيت و يهود با اسلام از اتهامات وارده به ایلیا میم رام الله توسط اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات ,اسلام , مسيحيت , يهود , هندوئيسم و بوديسم ,تعامل (...) ميان اسلام و يهود و مسيحيت مي‌تواند بسياري از مسائل جهان امروز را حل کند ,ريشه اکثر مسائل جهاني در اختلافات ايدئولوژيک است ,نظريۀ برخورد تمدنهاي هانتينگتون ,نظريۀ ازدواج تمدنها ,راه اندازی اسلام مسيحي [مسلمانان مسيحي] , اسلام يهودي , اسلام آمريکايي و غربي و اسلام هندويي و بودايي و شرقي , اتهامات اداره ادیان و مذاهب وزارت اطلاعات به پیمان فتاحی ,لااله‌الاالله ,اساس دین الهی,به روايت ال ياسين , ایلیا میم مؤکداً گفته است که مذهبي و متشرع نيست , تعليمات ایلیا میم در راستاي احياء معنويت الهي و معرفت باطنيست , بيش از چهار هزار صفحه متن مکتوب در زمينه روش‌هاي علوم باطني و نظريه‌هاي بنيادي و کاربردي از ایلیا میم در دست مي‌باشد , ايليا بطرز چشمگيري ساده و معمولي است , اسم شناسنامه اي ايليا «ميم» پيمان فتاحي مي باشد , اولين بار در سال 1375 آموزش‏هاي علني و عمومي پیمان فتاحی در سن 23 سالگي در تهران آغاز شد , آموزش هاي ايليا «ميم» , الاهيسم خوانده مي شود ,. ایلیا رام الله براي تعليمات خود پولي دريافت نمي‏کند , بنيانگذار الاهيسم ماهاآواتار مي‌باشد , ماهاآواتار در ايران با اسم استاد روح الله شناخته مي‌شود , الاهيسم باطني را مي‌توان معادل علوم باطني با جهت گيري خداگرا دانست و ارتباطي با هيچ يک از اديان , مذاهب يا فرقه‌ها ندارد , يکي از محوري‏ترين آموزش‏هاي پیمان فتاحی- آموزش روش‏هاي سي و شش گانه تفکري است که با عنوان XYZ شناخته مي‌شود


[1] منبع: فيلم گزارش مستند از زندگي ايليا «ميم»
[2] او در اكثر مسابقات قرائت و تفسير قرآن نفر ممتاز بود. هنوز هم حكم ها و تشويق نامه هاي آن زمان موجود است. در بقيۀ مسابقات هم عموماً نفر اول بود اما در طول اين مسابقات مختلف، سه بار نفر دوم شد. يك بار در كلاس سوم دبستان بود كه عليرغم آنكه او هميشه در مسابقات قدرت بدني اول مي شد اما اين بار بصورت گروهي، دوم يا سوم شدند. در يكي از مسابقات كشتي هم نفر دوم شد اما در همۀ مسابقات كشتي و رزمي ديگر او نفر اول شده بود. كلاس چهارم يا پنجم دبستان، در مسابقات آواز و سرودهاي انقلابي اول شد. در دورۀ راهنمايي در مسابقۀ نگارش و نويسندگي اول شد. يك بار هم در مسابقات علمي رتبۀ ممتاز شد. اين موارد را  من دقيقاً به ياد دارم. به نظرم او به هر كاري دست مي زد شاهكار و استثنايي بود. سوابق همۀ اين كارها موجود است. ما او را «در انتهاي راهها» مي دانستيم. همان زمان كودكي وقتي كه مسجد مي رفتيم در مسجد با مذهبي ها بحث مي كرد و آنها جوابي براي سوالاتش نداشتند. كلاس چهارم يا پنجم دبستان كه بوديم يك بار سؤالي از معلم پرسيد، يك سؤال معمولي جغرافيا اما چون او هميشه در عالم خودش سير مي كرد حواسش نبود كه موضوع درس رياضيات است. پرسيد فلات يعني چه؟ متأسفانه معلم ما جواب اين سوال را نمي دانست يا مي دانست اما نگفت ولي خيلي عصباني شد. گفت تو رفته اي سؤالي پيدا كني كه مرا خجالت زده كني. بجاي جواب، كلي او را تحقير كرد و گفت حالا يك سؤالي از تو مي پرسم كه پيش پدر و مادر و جد و آبادت هم بروي نتوانند جواب بدهند. پرسيد چرا توپ (توپ پينگ پونگ) را زمين مي زنند، روي زمين نمي ماند و بالا مي آيد؟ گفت تا پايان سال هم فرصت داري. وقتي زنگ تفريح خورد ايليا سراغ معلممان رفت و آهسته به او گفت آقا بخاطر خاصيت الاستيكي اش نيست؟ معلممان سر او را بوسيد و گفت البته براي اينكه جواب اين سؤال را بدهي بايد كلي فرمول هاي شيمي و رياضي را بداني و در جواب من بگويي اما جوابت درست است و از تو قبول مي كنم. از ايليا پرسيدم از كجا اين را مي دانستي؟ گفت همينطوري به ذهنم آمد.